• امروز چهارشنبه, 29 شهریور 1396 - Wed 09 20 2017
  • www.pprc.tums.ac.ir

    متاهل ها آرامتر هستند يا مجردها؟

    «پسرت معتاد است؟ دخترت پرخاشگر و دردسرساز است؟ بهترين راه‌حل اين است که يک همسر خوب برايش پيدا کنی تا سر به راه شود و طعم خوش آرامش را در زندگی اش تجربه کند.» اين جملات را کم نشنيده‌ايم اما آيا به راستی کليد گشايش همه مشکلات و راز خوشبختی و رسيدن به آرامش در زندگی دخترها و پسرها فقط در ازدواج خلاصه می شود؟ آيا متاهل‌ها آرامش بيشتری را تجربه مي‌کنند؟ اينها پرسش‌هايی است که برای پاسخ به آنها رفته ايم سراغ دکتر علی اکبر نجاتی صفا، روان‌پزشک و عضو هيات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران.

    آيا واقعا متاهل يا مجرد بودن می تواند تاثيری در آرامش افراد داشته باشد؟

    مطالعات حاکي از اين است که متاهل‌ها و به‌خصوص آقايان متاهل، سلامت روانی و حتی جسمی بيشتری را تجربه می کنند. البته بيشتر اين تحقيقات در ساير کشورها انجام شده است. با اين حال روی ديگر سکه را نيز نبايد ناديده گرفت چرا که ممکن است به طور کلی افراد سالم‌تر از نظر جسمی و روانی بيشتر از سايرين ازدواج کنند. از سوی ديگر شرايط زندگی مشترک هم تاثير زيادی در ايجاد يا سلب آرامش در زن و مرد خواهد داشت.

     

    به اعتقاد شما چرا ازدواج می تواند تا حدودی باعث آرامش بيشتر شود؟

    در هر صورت ازدواج يک نياز است و ما انسان‌ها موجودات اجتماعی هستيم و تنهايی با ساختار روانی و زيستی انسان سازگار نيست به همين دليل يک ازدواج خوب می تواند به آرامش انسان کمک کند. داشتن يک شبکه اجتماعی از اقوام و دوستان يکی از عوامل موثر در سلامت روان است. شکل رابطه در خانواده‌ها با ساير روابط متفاوت است. رابطه در خانواده نزديک‌تر و صميمانه‌تر است و افراد از نظر غريزی و ژنتيکی هم به يکديگر وابسته هستند. خانواده محيطی است که امکان ايفای نقش‌های مختلف را برای افراد فراهم می کند و باعث رشد شخصيتی و حرکت در مسير چرخه تکاملی زندگی می شود. اين در حالی است که در ساير روابط مانند روابط همکاران يا دوستان با يکديگر چنين صميميت و اعتماد کاملی وجود ندارد. يک نکته بسيار مهم در زندگی مشترک «تعهد» به‌‌خصوص تعهد اخلاقی است که در ساير روابط کمتر تجربه می شود.

    ازدواج مناسب برا ی رسيدن به آرامش چه شرايطی دارد؟

    وقتی 2 نفر تصميم به ازدواج می گيرند بايد بدانند اين رابطه فقط محدود به زن و مرد نيست بلکه يک قرارداد اجتماعی است و در اصل پيوند 2 خانواده است بنابراين بسيار مهم است که اولويت‌های هر 2 خانواده در اين ازدواج مورد توجه قرار بگيرد و در يک کلام بايد گفت؛ 2 خانواده بهتر است از نظر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... به هم نزديک باشند.

    اشاره کرديد که تحقيقات نشان می دهد، ازدواج تاثيرات مثبت بيشتری روی آقايان دارد، چرا؟

    نتايج برخی از تحقيقات اين را نشان می دهد اما دلايل آن خيلی مشخص نيست و ممکن است دلايل زيستی يا روان‌شناختی يا اجتماعی داشته باشد. همچنين مطالعات نشان می دهد سلامت روانی و جسمی مردها با از دست دادن همسرشان بيشتر تحت‌تاثير قرار می گيرد. شايد دلايل اين امر به نوع ارتباط و ويژگي‌های روانی آقايان مربوط باشد.

    لطفا کمی توضيح دهيد.

    زن و مرد با هم تفاوت دارند. اين تفاوت نه‌ تنها شامل مسايل زيستی می شود بلکه از نظر اجتماعی هم با هم تفاوت دارند. سرمايه‌گذاری زيستی زن و مرد با هم متفاوت است حتی در دنيای حيوانات هم اين تفاوت ديده شده است. خانم‌ها بيشتر روی بچه‌هايشان سرمايه‌گذاری می کنند و در سنين بالاتر بيشتر به بچه‌هايشان تکيه می کنند اما آقايان بيشتر روی همسرشان حساب مي‌کنند و از نظر عاطفی، نگهداری، مراقبت و... به همسرشان بيشتر از بچه‌ها متکی هستند. با اين حال اين عوامل فرضي هستند و بايد تحقيقات بيشتری انجام شود تا همه عوامل موثر در اين پديده شناسايی شوند.

    چرا دخترها و پسرها به‌خصوص دخترها با بالا رفتن سنشان بيشتر احساس تنهايی می کنند و گاهی مجرد ماندن آرامش آنها را برهم می زند؟

    بخشي از اين نارضايتي مربوط به نيازي است که هر فردي از نظر زيستي و رواني به داشتن يک شريک در زندگي‌اش دارد اما بخش ديگر آن هم از فرهنگ و فشارهاي جامعه ناشي مي‌شود. چون کليشه رايج در جامعه اين است که فرد تا يک سني بايد ازدواج کند و اگر نکند هميشه مورد سوال و گاهي سرزنش است.

    با اين حال ممکن است بعضي از افراد به هر دليلي نتوانند ازدواج کنند. توصيه شما به اين افراد چيست تا بتوانند همچنان زندگي خوب و آرامي را تجربه کنند؟

    اين افراد بايد با توجه به علايق و شرايط خانوادگي و فرهنگي خود به ساير جنبه‌هاي زندگي‌شان توجه کنند. به طور مثال مي‌توانند فعاليت‌هاي اجتماعي خود را گسترش دهند يا به يک هنر يا ورزش بپردازند. از سوي ديگر مي‌توانند با سرمايه‌گذاري عاطفي روي افراد خانواده با تنهايي‌شان کنار بيايند.

    يکي از باورهاي عاميانه در کشور ما اين است که براي سر به راه شدن و اصلاح شدن به‌خصوص پسرها بايد براي آنها همسري انتخاب کرد. آيا واقعا در چنين شرايطي ازدواج مي‌تواند موثر باشد؟

    نه، اين يک باور عاميانه است و هيچ پايه علمي‌اي ندارد. در شرايطي که دختر يا پسر ناهنجاري رفتاري دارد ازدواج نه‌تنها کمکي به او نمي‌کند بلکه ممکن است شرايط بدتر شود چرا که فردي که نمي‌تواند با خانواده خودش کنار بيايد و در اجتماع، محيط کار يا انجام کارهاي فردي‌اش مشکل دارد، چطور مي‌تواند فرد ديگري را تحمل و نيازهاي او را برآورده کند. اين افراد ابتدا بايد بتوانند با کمک خانواده يا در صورت نياز بهره‌گيري از درمان تخصصي، مشکلات رفتاري خود را برطرف و سپس ازدواج کنند. البته در مورد افرادي که مشکلات رفتاري و ناسازگاري با محيط را ندارند، ازدواج کردن با توجه به نيازهاي جديدي که ايجاد مي‌کند ممکن است مسير زندگي افراد را شکل و سامان جديدي بدهد.
    منبع: پایگاه اطلاع رسانی سلامت/کتايون ضيايي